شبانه و غريبانه  

يكي از اصحاب روايت مي كند ...

شب از نيمه گذشته بود . جمعي از بني هاشم و اصحاب وفادار ، غريبانه پيكر مادرم را تشييع مي كردند . پدر آرام گريه مي كرد . مي دانم شكسته بود . هيچ كداممان تا آن شب ، كبودي پهلو و بازوي مادر را نفهميده بوديم . مدفن مادر از قبل آماده شده بود و ما او را طبق وصيتش ، مخفيانه و شبابه به خاك سپرديم . پدر 7 نقش قبر ديگر هم ايجاد كرد و ما فرداي آن شب سخت فهميديم كه چرا پدر ، عباي زرد رنگ جنگش را پوشيد و به آنان كه قصد شكافتن قبرها را به دنبال پيكر مادرم داشتند هشدار داد.

مادرم ، نقشه هاي آنان را نقش بر آب كرده بود ...

 

منبع : كتاب حقيقت ترين ... به قلم حميد محمود زاده

   
  احاديثي در مورد مقام والاي حضرت زهرا س  

السلام عليك يا بنت رسول الله

 

سينه اي كز معرفت گنجينه اسرار بود

كي سزاوار فشار آن در و ديوار بود

 

قال رسول الله (ص):

هر گاه مشتاق بهشت مي شوم ، فاطمه (س) را مي بويم ، فاطمه (س) بوي بهشت مي دهد . او فرشته اي در پوست انسان است .

 

امام علي (ع):

فاطمه از آن رو فاطمه ناميده شد كه خدا دوست دارانش را از آتش جهنم دور نگاه داشت .

 

امام رضا (ع):

فاطمه زهرا (س) زني بسيار راستگو و شهيده در راه اسلام هستند .

 

حضرت صادق (ع):

از فاطمه زهرا (س) مصحفي باقي ماند كه قرآن نيست ولي سخني است از سخنان حق كه بر فاطمه (ع) نازل شد ، پيغمبر (ص) آن را املاء كرد و اميرالمومنين (ع) نگاشت .

 

   
  كوثر  

بسم الله الرحمن الرحيم

 

انا اعطيناك الكوثر

فصل لربك وانحر

ان شانئك هو الابتر

 

اي رسول ، ما تو را عطاي بسيار بخشيديم ( دو نهر كوثر و مقام شفاعت عطا كرديم )

پس تو هم ( به شكرانه اين نعم ) براي خدا به نماز و قرباني بپرداز ، كه محققاً دشمن بدگوي تو

( عاص بن وائل ) مقطوع النسل ، و نسل تو تا قيامت به كثرت و عزت باقي است .

 

   
  پناه پدر  

حضرت مرم (س) روايت مي كند ...

تلخ و شيرين مي گذشت . آماده بوديم به استقبالش . من ، كلثوم و آسيه كنارش بوديم .

مي سوخت اما نه از ترس جان دادن كه از دوري فرزند و همسرش .

اشك هاي زهرا (س) طاقتش را طاق كرده بود .

خديجه (س) تاجري بود كه روزي همه اموال خود را براي اسلام داد و اكنون اسلام مجسم را داشت اما حال بايد آنها را در اين دنيا مي گذاشت و خود مي رفت .

ديگر به فرزندم عيسي نمي باليدم كه مادري چون خديجه ، فرزندي چون فامه (س) داشت ...

و چه سخت بود دل كندن مادر اما تقدير اين چنين رقم خورده بود .

فاطمه ماند و پدرش .

از آن روز ، دخترك ، هم براي پدر ، فرزند بود و پاره جگر و هم او را چون مادر ، مرهم بود و در اين راه همسفر ...

 

منبع : كتاب حقيقت ترين ... به قلم حميد محمود زاده

 

   
  اسماء و القاب حضرت زهرا (س)  

فاطمه : حضرت علي (ع) فرمودند : فامطه از آن رو فاطمه ناميده شد كه خدا دوستدارانش را از آتش جهنم دور نگاه داشت .

زهرا : پيامبر (ص) فرمودند : آن روز خداوند نور فاطمه را چون آويزه اي آفريد و از عرش آويخت و آسمان ها و زمين هاي هفتگانه را روشن ساخت . از اين رو فاطمه (س) را زهرا ، به معناي « درخشنده » نيز ناميدند .

زوجه الوصي : يعني كسي كه همسر جانشين پيامبر است . ( و اگر فاطمه نبود همسري هم شأن علي وجود نداشت . )

مباركه : يعني آنچه كه از او خير بسيار پديد آيد . ( و بركت وجود فاطمه (س) وسيله كثرت اولاد و بقاء نسل حضرت زهرا ست . )

طاهره : يعني پاك از هر ناپاكي و امام باقر (ع) فرمودند : حضرت زهرا (س) را از آن جهت طاهره ناميدند كه از هر پليدي و ناپاكي به دور بود .

صفيه : به معناي برگزيده خداوند است چرا كه خداوند فاطمه را بر تمامي زنان عالم برتري داد و او را برگزيده ساخت .

 بقيه النبوه : يعني امتداد نبوت ( و اشاره دارد به نقش خطير زهرا (س) در امتداد نبوت و احياي ولايت به واسطه دفاع از ولي زمان خود )

محدثه : يعني كسي كه مورد سخن گفتن و خطاب ملائك قرار گيرد بي آنكه پيامبر باشد . امام صادق (ع)  فرمودند : فاطمه را محدثه ناميدند زيرا كه فرشتگان آسمان فرود مي آمدند و با او سخن مي گفتند .

راضيه : يعني كسي كه راضيست به آن چه خداوند برايش مقدر فرموده كه از رفيع ترين درجات ايمان است . ( حضرت زهرا (س) هيچگاه شكوه نكرد و به آن چه تقدير خدا بود ، راضي و خشنود بود . )

مرضيه : يعني كسي كه خداوند آنقدر او را خير و ثواب مي دهد تا از تقدير خداوند برايش راضي و خشنود شود .

 

منبع : كتاب حقيقت ترين ... به قلم حميدمحمود زاده

 

   
  تسليت  

السلام عليك ايتها الصديقه الشهيده

 

آن شب كه دفن كرد علي بي صدا تو را

خون گريه كرد چشم خدا در عزا تو را

 

ايام فاطميه يادآور رنج ها و مصيب هاي جگر گوشه پيامبر (ص) ، ايام شكستن پهلوي كوثر و ايام غربت و دلسوختگي آل پيامبر (ص) است . فرارسيدن ايام فاطميه را به همه شيعيان دلسوخته تسليت مي گوييم .

 


   
  اشك ابليس  

علي عليه السلام روايت مي كند ...

اخبار آزار و رنجش همسرم و آنچه با ما كردند در شهر پيچيد . حكومت بهتر مي ديد تا رضايت خاندان رسول الله را بدست بياورد . البته تنها با اظهار ندامتي ساختگي نه بازگرداندن حق غصب شده خلافت .

به واسطه گري من ، فاطمه ، خليفه و همراهش را به حضور پذيرفت . اما از آن ها روي گرداند و حتي پاسخ سلامشان را هم نداد ( و عجب كه دختر پيامبر كه هميشه در سبقت بر سلام و وجوب پاسخ آن در اسلام مي كوشيد ، اين سلام ها را بي پاسخ گذاشت . ) آيا مي شد دختر پيامبر امام زمان خود را نشناخته باشد ؟

هر چه اصرار كردند فاطمه ديگر سخن نگفت . او همه چيز را به خدا سپرده بود ....

اشاره دارد به حديثي از پيامبر (ص)  « من مات و لم يعرف امام زمانه مات ميته جاهليه »

 

منبع : كتاب حقيقت ترين ... به قلم حميد محمود زاده